أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
36
قانون ( فارسى )
اگر معده احساس گزش كرد و سبكبال بود ، دليل آن است كه مادهء داخل معده ، خلط لطيف و نازك است يا اينكه خلط در اندازه كم است . اگر احساس درد گزش نكرد اما معده سنگين بود ، دليل بر اين است كه مادهء خلط داخل معده بلغمى شيشهاى است . اگر معده احساس درد گزش كرد و سنگين هم بود دلالت بر اين دارد كه مادهء خلط داخل معده غليظ و پرمايه است ، يا اينكه در اندازه بسيار است . بيمارى اشتراكى : چگونه پى ببريم كه اندام ديگر در به وجود آوردن سوء مزاج معده سهيم است و چگونه شريك جرم را بشناسيم . 1 - به دقت بررسى كن ! آيا مغز از مادههاى بيرون ريختنى چيزى را به سوى معده گسيل داشته است و در معده جاىگير شدهاند ؟ اگر چنين بود علاج لازم اين حالت را به كار ببر . 2 - آيا كبد كه توليدكنندهء ماده صفرايى است و صفرا را به معده وارد كرده است ؟ كه در اين حالت بايد به علاج مادهء صفرايى بپردازى و معده را از شرّ آن برهانى . 3 - آيا طحال ياراى بيرون ريختن مادهء سودايى را از دست داده است و مادهء سودايى در اندازهء زياد در طحال گير كرده و طحال تورم كرده و آماسيده است ؟ اگر چنين بود سبب ناسازگار معده را از طحال و مادهء سودايى بجوى . 4 - آيا چيزهاى غير عادى و ناثابت پيش چشم مىآيند ؟ آيا سردرد و وسوسه و اوهام در حال پرى معده از خوراك روى مىدهد و در گرسنگى كمتر مىشوند ؟ آيا سرگيجه هست كه ويژگى دارد ؟ آيا در حال سير بودن معده مىتپد ؟ يا در حال گرسنگى ؟ اگر در حين سير بودن معده ، شبحهايى ناواقعى پيش چشم آيند ، يا سردرد روى آورد يا وسوسه و دودلى روى دهد ، يا خوابهاى پريشان و گونهگونه رخ دهد ، يا اينكه تپش معده شروع كند ، يا شخص دارندهء معده در هنگام سيرى از غذا به خوابى درازمدت و خارج از ارادهء او مبتلا شود ، بدان كه معده زياد از حدّ لازم پر است و درعينحال معده ناتوان است و سوء مزاج هم دارد . اگر در هنگام گرسنگى انسان ، تپش معده و وسوسه و غش كردن رخ دهد دليل آن است كه خلط گزنده يا خلط مرارى ، يا خلط سودايى ، يا خلط سرد ، در وقت گرسنگى به سراغ دهانهء معده مىآيند . و تو بيشتر اين دليلها را مىدانى و نشانيهاى بيشتر را از ما ياد گرفتهاى كه بر احوال معده آگاه شوى ! يكى از سببهايى كه از ما ياد گرفتهاى اين است : اگر سببهاى ناسازگارى معده - كه بحث شدهاند - در ته معده باشند و در پايين قرار گرفتهاند ، سردرد و صرع و غش كردن و تشنج را بسيار سبب نمىشوند و سبكتر از آنند كه مادهء سبب بيمارى معده در بالاييهاى معده باشد يا اقلا در ته معده نباشد .